از آخرین باری که قلم بدست شدم خیلی گذشته
خطم عوض شده ... دیگه نمیشناسمس
زبون دلم قریبی میکند در مقابل این خطوط نا آشنا

دنیا واژگون شده
آسمان فرش شده ، فرش به عرش رفته
در خیابان ها گاهی چشمم به آن خورشیده خیره کننده روزهای قدیم می افتد که صبح ها برای پیاده روی می آید
اما ماه
ماه هنوز هم آن بالاست
در عرش خدا
دست نیافتنی و دور
زیبا و متین
و غمگین تر ....
پخته تر شده، دیگر نقره ای نمیتابد 
پر رنگ تر شده، کمی به زردی میزند
احوالات روزگار اندکی رنجورش کرده
اما هنوز هم ماه است
گل سر سبد آسمان شب